Graymiles’s Weblog

فوریه 16, 2009

دسته: Uncategorized — graymiles @ 12:44 ب.ظ

دلم که می گیرد از پنجره ی اتاقم زل می زنم به نور سبز رنگی که معرف مسجدی است زیبا….

روی تک گلدسته اش نام حضرت حق جلوه گر است…

اشکهایم را می بیند . خنده هایم را هم به همین منوال…

عجیب راحتیم با هم….

42-21014271

6 دیدگاه »

  1. يادش به خير….

    Comment با دختر عمو — فوریه 16, 2009 @ 1:08 ب.ظ

  2. سلام…چه حس خوبی ..چه راحت بودن دلنشینی..شاد باشین

    Comment با مهرداد — فوریه 16, 2009 @ 6:28 ب.ظ

  3. سلام
    راست می گی، به هم نزدیکیم، درد دل می کنیم، گریه، خنده… فقط بعضی وقتها خیلی اذیتش می کنیم، دلش را می شکنیم.
    ممنون از لطفت، من هم لینکیدم!

    Comment با محمد — فوریه 16, 2009 @ 8:58 ب.ظ

  4. چند تا از پست هاتو خوندم ! زیبا و لطیف ! خوشم اومد !
    اگه خواستی سری بزن !

    Comment با نسیم — فوریه 20, 2009 @ 4:27 ب.ظ

  5. سلام..اولا که نیازی نبود که برای نبودنتون عذرخواهی کنید همینکه نظر می دین لطف دارین اومدم بگم امیدوارم که از برنامه ی شنبه شب خانه ی هنرمندان خبر داشته باشین و باشین..شنبه هفدهم 8 شب بزرگداشت خسرو شکیبایی..خود من که از دوشنبه اونجا بودمو مراسم ها خیلی خوب بوده..شاد باشین

    Comment با مهرداد — مارس 6, 2009 @ 8:05 ب.ظ

  6. سلام..امشب آخرین شب از جشنواره ی فیلم شهر هست و این آخرین بزرگداشت

    Comment با مهرداد — مارس 7, 2009 @ 11:20 ق.ظ


RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

وبلاگ روی وردپرس.کام.