مصادف با آخرین روز امتحانات… سرما که انگار سرش خلوت شده پیله به من می کنه و من بدجوری باهاش به ستیز می پردازم…
آخ که اگه صدای آدم ته حلقش بمونه و از روی خجالت در نیاد به بیرون سرک نکشه چقدر بده!!!!!!……
آخرین امتحان هم گذشت……
و خنده های بعد از امتحان و نهار آخرین روز و ……
و این خنده های ما که انصافا دلتنگ از ته دلشان بودیم و قطع ناشدنی به راه خود ادامه می دادند… مزیدی بر علت شد تا صوتمان نه این بار به خاطر خجالت که به علت عدم قدرت و توانایی در نیاید…
ترم بعدی هم هست و خنده ها و ………..

ژانویه 26, 2009
۱ دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
ساراي عزيزم. متأسفانه پيامت رو در مسنجر نتونستم بگيرم.به دليل حمله ي بي موقع دندوني به سيم برق كامپيوتر و قطع شدن ناگهاني نت و كامپيوتر. اما در هر حال ممنونم… اگر مورد خاصي هست حتما دوباره برام پيام بگذار.اميدوارم هميشه در تمامي امتحاناتت موفق باشي……
دیدگاه با دختر عمو — ژانویه 26, 2009 @ 6:17 ب.ظ